أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

98

تجارب الأمم ( فارسى )

گرفتار نيامده ، همه روزگار وزير خاقانى و على بن عيسى پنهان بماند و چون يك سال از وزيرى على بن عيسى گذشت [ فرجويه ] به وسيلهء عيسى پزشك به فرستادن نامه براى ابن فرات آغازيد . ابن فرات به يادداشتهاى او پاسخ مىداد و مىآموخت كه چگونه به نام خويش براى مقتدر نامه نويسد و كمبود كارهاى على بن عيسى و دبيران و كارگزاران را براى او روشن سازد ، كه او هيچيك از كارگزاران خود را مصادره نمىكند ، او مىگويد : « من كسى را كه درست دانستم نادرست نمىخوانم ! » . پس افت ماهيانهء زنان و فرزندان و خدمتگزاران [ دربار ] را به رخ او بكشد ، كه براى زنان و فرزندان ، هشت ماه در سال و به پادوها و خدمتگزاران شش ماه در سال پرداخته ، و براى سواران بجاى يكصد و پنجاه هزار دينار در ماه به پنجاه هزار دينار بسنده كرده است . مقتدر اين نامه‌ها را به ابن فرات [ 1 ] نشان مىداد و او ابن فرجويه را راستگو مىخواند و مقتدر بر آن انديشه مىشد كه على بن عيسى را بر كنار سازد ، ولى چون با مونس [ خادم ] رايزنى مىنمود ، او جلوگيرى مىكرد ، كه على بن عيسى ديندار و درست كار است . پس چون مونس [ خادم ] براى جنگ با علوى * فرمانرواى مغرب [ 2 ] به مصر گسيل شد ، ابن فرجويه توانست كوششى بيشتر براى بر كنارى على بن عيسى انجام دهد ولى غريب الخال و نصر پرده‌دار از على بن عيسى پشتيبانى مىكردند . چون ابن فرجويه از پشتيبانى غريب و نصر آگاه شد ، يك يادداشت به دست خود براى مقتدر نوشته در آن گفت : هر گاه على بن عيسى بر كنار شود و على بن محمد بن فرات بر جاى وى نشيند ، ماهيانهء زنان و فرزندان و خدمتگزاران و همهء وابستگان و گروههاى سوار را همانند آنچه در روزگار نخستين وزيرى خود مىپرداخت ، درست و سر

--> [ ( 1 - ) ] M : اين زمان جزو ده سال زندان ابن فرات است - ( خ 5 : 209 ) . [ ( 2 - ) ] در خ 5 : 98 - 99 ديديم كه فرماندهى سپاه بغداد در مصر به ابو العباس بن مقتدر داده شد كه چون كودك بود مونس جانشين او شناخته شد و در خ : 102 ديديم كه مونس به مصر رفته است .